خانم و آقایِ میم

ما فقط خواستیم هندسه ی زندگی را بهتر بشناسیم

ایمان بیاوریم ‎;-)‎

چرا اینقدر نا امیدیم؟

چرا اینقدر خالی از انگیزه ایم؟

چرا اینقدر بی مسئولیتیم؟

واقعا ما به چیزی جز یه مشت ترسو نیستیم.

ترسوهایی که جرات حرکت نداریم، ترسوهایی که از مشکلات و زمین خوردن میترسیم.

ترسوهایی که چون خودمون جرات حرکت تازه ای نداریم، نمیتونیم ببینیم کسی از ما پیشی بگیره، اگه یه نفر خواست حرکت تازه ای رو شروع کنه، موج منفی میشیم، میپیچیم توی سرش.

 ما یاد نگرفتیم مسئولیت کارهامونو قبول کنیم، حتی مسئولیت دوست داشتن هامونو هم میترسیم قبول کنیم.

ما هیچ وقت قبول نکردیم که مسئول بدبختی های خودمون هستیم، ما هر روز مشکلات کشورمونو بیان میکنیم، ولی از خودمون نمیپرسیم ما برای حل مشکلاتمون چه کار کرده ایم؟تهش میگیم از دست من که کاری بر نمیاد و به این فکر نمیکنیم که ما حتی خودمون رو هم اصلاح نمیکنیم، همه میخوایم فرار کنیم، فکر میکنیم اروپا و اًمریکا رو خدا روبه راه کرده.

وایسا روبه روی آیینه، تو چشمای خودت نگاه کن و به خودت بفهمون تو کاری برای خودت هم نکردی و این دنیا چیزی به تو بدهکار نیست، بذار کنار این عینک خود بزرگ بینی رو و بدون تو هیچی نیستی، تو تا زمانی که مسئولیتی در زندگیت نداشته باشی، تا زمانی که دلهره نداشته باشی، تا زمانی که تلاش نکنی و زمین نخوری، هیچی نیستی. وسط گود بودن و سرزنش شدن و قضاوت شدن، هزار بار به موندن در ساحل امن بی عاری، شرف داره.

ای بابا

میخواستم یه کتاب بخونم ، رسیدم به فایل های هیدرولیک ، به جزوه هایی که با وسواس طبقه بندی شون کردم، به کاتالوگ های رکسروت و پارکر و هاو و اقدام و موگ و ویکرز و فستو و... که با شوق و لذت جمع آوریشون کردم و تمام وقتمو توی دو سال اخیر صرف خوندنشون کردم.

خنده داره که من این همه فایل رو همیشه با خودم حمل میکنم، ولی هیچ چیز به اندازه هیدرولیک برام لذت بخش نیست.

به دو سال عمرم فکر میکنم که به پای این کار گذاشتم، به پروژه هایی که انجام دادیم، به شرکت هایی که توی سرما و گرما توی اونها سیستم بستیم.

ای بابا، دلم میگیره، من نمیتونم از این شغل جدا بشم و نمیتونم توی این شغل بمونم.

ایمان بیاوریم...

این حرف هارا میزنم که بماند که اگرحتی روزی من در کنارت نبودم این حرف ها بماند.

شاید بعد از خودت هدفت ارزشمندترین چیزیست که میخواهم هردو به آن برسیم.

گاهی بخاطر رویاهای تو رویاهای خودم را فراموش میکنم.

تو باید بتوانی..

دیروز میگفتی دیگران نتوانستند و من هم نمیتوانم.اما خوب گوش کن اینجا کسی با تمام وجودش و ایمانش میگوید که تو میتوانی.

هدف نقطه آغاز دوست داشتن رویاست...اما تو ایمان بیاور...

مطمئن باش خدا نیت  خیر تورا از هرکسی بهتر میداند...

تو درنهایت وسیله ای میشوی برای کمک به بنده های خدا...خدایی که زودتر از هر دولت مرد و سیاست و بازار کاری دست هر کسی را میگیرد...

بیا ایمان بیاوریم.

اگر خدا بخواهد و اگر عمری باشد دوست دارم قدم به قدم برای رسیدن به هدفت پابه پای تو حتی بیابان های شهر راهم زیر رو کنم.

شکست قطعا عضو جدانشدنی هر پیروزیست

 اگر حتی هزاران بار شکست بخوری مطمئن باش برای بار هزارویکم بیشتر تشویقت خواهم کرد که بلند شوی و هدفت را بهتر از قبل دنبال کنی...



ای دل و جانم همه تو

-چند روز دیگه همو میبینیم

+مرخصی گرفتی؟

-نه،منظورم ۳۵ روز دیگه بود

+ :|

پ.ن:به این فکر میکنم واحد شمارشم دیگه یک روز نیست،بیست روزه،قبلا شصت روز دو ماه بود،ولی الان سه واحده،سی و پنج روز برا من میشه یک و نیم واحد،سه واحد سربازی،یه واحد خونه،هی ریپیت،هی ریپیت.

*چیز دیگه ای تا آزادی نمونده، فکرایی توی سرم هست، خیلی جسورانه،خیلی خطرناک، و برا من خیلی دلنشین، من تغییر،هر چقدر هم که بد باشه، به یکنواختی ترجیح میدم.

*اینکه دعوا شیرینی زندگیه،نمیدونم درسته یا نه،ولی لااقل در مورد ما صادقه. ما گاهی بحثمون بالا میگیره، خیلی بالا، ولی به قول همسر عزیزم صفر تا صدش توی نیم ساعته. مطمئنم اگه خیلی های دیگه جای ما بودن به بن بست میخوردن، ولی ما ازش عبور میکنیم، دلایلش هم اینه:

۱-از علاقه واقعیمون به هم خبر داریم

۲-به قول خانومم ما سن و سالی ازمون گذشته و میتونیم احساسات خودمون و کنترل کنیم.

۳-مرگ یه رابطه زمانیه که طرفین با هم بحث نمیکنن،تا وقتی بحث هست،مخصوصا از طرف خانوما، امیدی برای درست شدن همه چیز هست.

۴-ما پیش هم غرور نداریم، تقصیراتمونو گردن میگیریم و عذرخواهی رو کوچک کردن خودمون نمیدونیم.

۵-از عذرخواهی همدیگه احساس خوشحالی نمیکنیم.وقتی من اشتباهی کردم و دارم معذرت خواهی میکنم، میفهمم که همسرم احساس خوبی نداره، چون ما دو رقیب نیستیم، چون ما به دنبال مقصر نمیگردیم، فقط میخوایم احساسات بدمون و درمان کنیم.

*به قول خانومم یه رابطه،مثل یه بذری که کاشته میشه و جوونه میزنه و رشد میکنه، نیاز به مراقبت داره، وقتی یه نهال کوچیکه احتیاج به مراقبت داره، باید نورش کافی و به اندازه باشه، به موقع بهش آب بدی، با گذر زمان رشد میکنه و یه درخت تنومند میشه، اون موقع هیچ طوفانی نمیتونه بهش آسیبی بزنه، مراقب رابطه هاتون باشید، ازش پرستاری کنید.

*تشکر میکنم از همسر عزیزم که اینجا مینویسه و این همه لطف داره به من.

ازت ممنونم که محبت و عشقتو از من دریغ نمیکنی.

میدونم گاهی خیلی بد اخلاق میشم و غیر قابل تحملم، میدونم تموم بهونه گیری ها و بد اخلاقی هام برای توئه، من شرمنده تو هستم، جبران میکنم 😉

بی اینکه بدونی خودت، شدی باعث اینکه بگم توبهشتم...

چشمای تو واسه من آرامش محضه

واسه من آرامش محضه...

لب های من نمیخنده بی تو یه لحظه

نمیخنده بی تو یه لحظه...

هربار بار باشی تو کنارم عالیه حالم

تو کنارم عالیه حالم...

ممنونم من از تو بابتِ حالی که دارم

من واسه تو میمیرم عشقم،هربار زدی زل توی چشمم

بی اینکه بدونی خودت شدی باعث اینکه بگم توبهشتم...





۱ ۲ ۳ . . . ۱۲ ۱۳ ۱۴
Designed By Erfan Powered by Bayan